سيد محمد باقر شفتي

33

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

در اين وقت گفته مىشود : اين شخص ثانى قريب است به اول در زمان ، مشخص است اين معنى در حق ذات أقدس ممتنع است . و اما قرب مكانى پس به جهت آن كه اين در حق اجسام است ، تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا ، پس قرب عباد به خداوند عالم كه مطلوب در ادعيه و مناجاتهاى أهل مناجات مىباشد به يكى از دو معنى ممكن است كه حمل شود : اول : قرب به ذكر و وصال است ، بيان اين مطلب اين است هر گاه كسى متذكر خداوند عالم بوده باشد به مقدارى كه متذكر هست نزديك است به خداوند عالم ، هر قدر كسى كه تذكر او به جناب احديت بيشتر است قرب به جناب أقدس بيشتر است از كسى كه تذكر او كم تر است ، و هرگاه به مرتبه‌اى رسيد كه دوام تذكر به جهت او بوده باشد اين منتهاى مرتبهء كمال و غايت مرتبهء سعادت است ، و به اين است اشاره در دعاى كميل « و هب لي الدوام في الاتصال بخدمك و أدنو منك دنو المخلصين ، أن تجعل أوقاتي في الليل و النهار بذكرك معموره و بخدمتك موصولة » . و معنى دوم : قرب صفات و كمال است ، توضيح اين مطلب مقتضى آن است كه گفته شود : ذات أقدس تعالى شأنه در غايت مرتبهء كمال و عزت است ، و جامع جميع محاسن و محامد است ، و معرى است از جميع شوائب نقصان و قصور ، و مبرى است از قاطبهء معايب و مقابح و دثور ، و بنده در نهايت مرتبهء خست و نقصان ، و متصف است به صفات ذميمه و طغيان ، و لكن مأمور است به اين كه دفع نقايص از خود نمايد ، و مجتنب از مقابح و مفاسد ، و محترز از معايب و مناقص بوده ، و مزين به صفات حسنه و خصال حميده شود ، چنانچه مستفاد است از قول فخر عالم و مفخر بنى آدم عليه و على آله الشرف من الملك العالم كه فرموده است « تخلقوا بأخلاق اللَّه » .